Thursday, August 27, 2009

با درود به همه ی دوستان
روز 26 مرداد که روز دفاع از روزنامه ی اعتماد ملی و جناب کروبی بود از ساعت 4 تا 6 در خیابان کریمخان بودم. نکته جالب این بود که در آغاز کار تنها نیروی انتظامی دیده می شد که همه هم درجه دار بودند و البته نامشان را از ترس کنده بودند
پس از مدتی گروههای از معترضان که در کنار بانک پارسیان شکل گرفته بود شروع به شعار دادن و حرکت به سمت میدان هفت تیر کردند
در این میان نیروی انتظامی و عده معدودی از آنها شروع به کتک زدن پسرها کردند و به زنها کاری نداشتند برخی زنها هم البته بدشان نمی آمد که کتک بخورند چون همه اش در حال کل کل با نیروی انتظامی بودند
به هر حال خیابان کریمخان چنان شلوغ بود که نمی شد براحتی راه رفت و این برای گردهمایی که تنها بصورت اینترنتی اعلام شده بود بسیار خوب بود
درسی که می توان از این گردهمایی گرفت این بود که باید گردهماییها در جایگاههای مناسب و با اطلاع رسانی مناسب انجام گیرد و در ضمن تنها باید هنگامی شعار داد که تعداد به حد مناسبی رسیده باشد.

Friday, August 14, 2009

دو نکته در نماز جمعه امروز مشهود بود
نخست اینکه حضور ما به هر بهانه ای برای آنها ترسناک است و این بهترین حربه ماست
دوم اینکه فعلا نوک پیکان حمله ها به سوی شیخ ما یعنی کروبی است که خوب همه چیز را افشا کرد( نامه اش درباره تجاوز) تا جایی که احمدی نژاد میان عربها هم منفور شد بنابراین باید همه توانمان را در دفاع از ایشان بسیج کنیم وعده ما فردا جلوی روزنامه اعتماد ملی تا مشت محکمی به این جیره خواران فاسد بزنیم
به هر حال من به سهم خودم از این شیخ سپاسگزاری می کنم و به رایی که به ایشان داده ام افتخار می کنم
سلام به همه
من هم به دلیل دشواریها کنونی ایران به جمع وبلاگ نویسها پیوستم. امیدوارم با نظرات خودتان من را بیشتر
راهنمایی کنید
یاد و خاطره شهیدان راه آزادی را در این نخستین پست گرامی می دارم